دوست دارم با تو بودن را...
میان همه ی این سختی ها...
ممنونم به خاطر بودنت و شاکر...
+ نوشته شده در یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 1:35  توسط سارا
|
خوش حالم که هستی درکنارم:)
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت 20:20  توسط سارا
|
این بغض های فرو خورده رسمش نبود دنیا...!
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 14:30  توسط سارا
|
پشتم را بهت می کنم...
نه این که به تو پشت کرده باشم ها!
فقط نمی توانم نگاهت کنم و در اغوشت نگیرم...!!!
دست و پایم می لرزد...
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 22:37  توسط سارا
|
اگر با ایمان به یک قوطی خالی هم دعا کنی دعایت مستجاب می شود!
+ نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 15:50  توسط سارا
|
خدایا به من توان بده که این مراحل دشوار زندگیم را خوب طی کنم...
از لطف و رحمتت نومیدم نکن!
میدانی که فقط تو را دارم...ارحم عبدک الضعیف...!
+ نوشته شده در شنبه 13 فروردین1390ساعت 0:39  توسط سارا
|
حرف هایی هست برای نگفتن...!
+ نوشته شده در جمعه 12 فروردین1390ساعت 12:44  توسط سارا
|
دلم دست هایت را می خواهد،
حلقه شده در گردنم!
عاشقانه.....
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 فروردین1390ساعت 18:24  توسط سارا
|
دخیل بسته ام
دلم را به چشمانت...
+ نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 0:23  توسط سارا
|
نصفه شبی دوش اب سرد می گیرم!
شاید که این" خواب غفلت "از سرم بپرد!
...
+ نوشته شده در شنبه 7 اسفند1389ساعت 23:23  توسط سارا
|