X
تبلیغات
و خدایی که در این نزدیکی است...

و خدایی که در این نزدیکی است...

دوست دارم با تو بودن را...

میان همه ی این سختی ها...

ممنونم به خاطر بودنت و شاکر...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1390ساعت 1:35  توسط سارا  | 

خوش حالم که هستی درکنارم:)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت 20:20  توسط سارا  | 

این بغض های فرو خورده رسمش نبود دنیا...!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 14:30  توسط سارا  | 

پشتم را بهت می کنم...

نه این که به تو پشت کرده باشم ها!

فقط نمی توانم نگاهت کنم و در اغوشت نگیرم...!!!

دست و پایم می لرزد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 22:37  توسط سارا  | 

اگر با ایمان به یک قوطی خالی هم دعا کنی دعایت مستجاب می شود!
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 15:50  توسط سارا  | 

خدایا به من توان بده که این مراحل دشوار زندگیم را خوب طی کنم...

از لطف و رحمتت نومیدم نکن!

میدانی که فقط تو را دارم...ارحم عبدک الضعیف...!

+ نوشته شده در  شنبه 13 فروردین1390ساعت 0:39  توسط سارا  | 

حرف هایی هست برای نگفتن...!

+ نوشته شده در  جمعه 12 فروردین1390ساعت 12:44  توسط سارا  | 

دلم دست هایت را می خواهد،

حلقه شده در گردنم!

عاشقانه.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 فروردین1390ساعت 18:24  توسط سارا  | 

دخیل بسته ام

دلم را به چشمانت...

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 0:23  توسط سارا  | 

نصفه شبی دوش اب سرد می گیرم!

شاید که این" خواب غفلت "از سرم بپرد!

 

...

+ نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389ساعت 23:23  توسط سارا  |